تبليغاتX
SPdM
فال حافظ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 13:3

امروز واسه خودم نشستم فال حافظ گرفتم!!

از من بعید بودا ولی هوس کردم ببینم چی میگه این حافظ

بعد اینو گفت:

من که هیچ نظری ندارم!!! نمیدونم این فال منه یا فال.......:دی


ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش   
                                    دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف   
                                   همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش

شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح   
                                  چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش

هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار   
                                   هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار   
                                  کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری   
                                  می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست   
                                  می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش



اینم تعبیرش که البته چندان نیازی بهش نیست شعر خودش گویاست :دی

     راه پر خطر عشق را طی کردن کار هر کس نیست. مردی با اراده و قوی می خواهد تا از سختی های راه نهراسد. برای رسیدن به مقصود باید تلاش کرده و مأیوس نشوی.

   

به گروه خونی ما نمیخوره این حرفا حافظ بیچاره رو هم الکی زا براه کردیم سر ظهری!!!!!

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

zelzele tehran شنبه بیست و پنجم مهر 1388 16:21
این خبر تکمیل می‌شود/ تهران لرزید
پارلمان‌نیوز: لحظاتی پیش زمین‌لرزه‌ای به قدرت 4ریشتر تهران را لرزاند، مرکز این زمین لرزه شهرری اعلام شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، لحظاتی پیش زلزله‌ای خفیف اکثر مناطق تهران را لرزاند و شهروندان در مناطق جنوبی، مرکزی و شمالی شهر به خوبی این زلزله را احساس کردند.

معاون پژوهشگاه زلزله شناسی در این رابطه گفت:«زلزله‌ای 4 ریشتری شرق تهران و شمال پاكدشت را لرزاند و هنوز مطالعات بر روی این زمین لرزه ادامه دارد.»

مرکز ژئوفیزیك دانشگاه تهران نیز بزرگی زلزله تهران را 4 ریشتر  عنوان و مرکز آن را شهرری اعلام كرد.

معاون امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر استان تهران نیز گفت:« تاكنون هیچ گزارشی در خصوص تلفات جانی و مالی گزارش نشده است و درخواستی نیز برای امداد و نجات به ما گزارش نشده است.»

رئیس سازمان مدیریت بحران کشور  در مورد جزئیات این زلزله گفت:«در ساعت14 و23دقیقه و 56 ثانیه بعد از ظهر امروز زلزله ای به بزرگی 4 ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین ، حوالی شهرری واقع در استان تهران را لرزاند.»
 
حسین باقری افزود:«عرض شمالی این زلزله 35 و57درجه و طول شرقی آن51و50درجه بوده است.»

وی عمق زلزله را 12 کیلومتر بیان کرد و گفت:«از زلزله امروز تا این لحظه هیچ گزارشی از خسارت و تلفات احتمالی دریافت نشده است و همکاران ما در حال بررسی موضوع به ویژه در روستاها هستند.»

خبرهای تکمیلی ارسال خواهد شد.


/* /*]]>*/

 

Dar hale hazer ke daram in matlabo minvisam daram aztars milarzam va albate az sarma

Chand daghighe pish ehsas kardam sakhtemun dare milarze bad motmaen shodam ke sakhtemun larzid  do sanie badesh ba telephone sina ke azam porsid zelzelaro hess kardi fahmidam ke Dge bayad sakhtemuno tark konam

Ye ghomhgome ab bardashtamo ba loptop 11 tabaghe sakhtemuno az pele hapaEn oomadam!!!!  Faghat ino midunam tu zendegim az ye chiz  bish az hame vahshat daram oonam zelzelast!

alanam neshastam daram search mikonam baghie akhbaro begiram!!

گزارش اوليه زلزله
 

 بزرگي ۴.۰

  استان تهران
شنبه، 25 مهر 1388 در 14:23:56


تاريخ وقوع زلزله:

شنبه، 25 مهر 1388 در 14:23:56
(وقت محلي - تهران)

2009-10-17 10:53:56
 (UTC)

بزرگي زلزله:

۴.۰

نوع بزرگي:

Mn

موقعيت رومركز زلزله: ۳۵.۵۷ شمالي و ۵۱.۵۰ شرقي
عمق: ۱۲
عدم قطعيت مكاني: ۱.۷۴+/- كيلومتر در جهت شمالي - جنوبي
۱.۱۱+/-  كيلومتر  در جهت شرقي - غربي
منطقه:

استان تهران

فاصله‌ها:

6 كيلومتري ري، تهران
9 كيلومتري باقر شهر، تهران
14 كيلومتري كهريزك، تهران
16 كيلومتري تهران، تهران

منبع:

موسسه ژئوفيزيك، دانشگاه تهران


نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

دستنوشته های یک کودک نفهم2 جمعه بیستم شهریور 1388 19:42

 امشب که شب قدر می باشد و بسیار شب مهمی می باشد صدای مرا از خونه عمه ام اینا دارید ! سلام!

 اینجا کلی خانوم خوشتیپ و برنزه می باشند که فیس همشون خیلی افاده میباشد و همگی الغوث الغوث می باشند تا ما شب احیا باشیم.

 من به یمن این شب  که خیلی مهم می باشد و میگویند در سرنوشت آدم بسیار مهم می باشد رفتم آرایشگاه و عمه ام موهایم را جینگول گرده تا حتما به حوائجم برسم! اینجا خیلی دختر های دیگری هم هستند که همگی خیلی مومن و معتقد می باشند و همگی خیلی حوائج دارند و خیلی علاقه به  پذیرایی ؛ به خاطر همین در اشپزخانه جای سوزن انداختن نمیباشد.

 من نمیدونم چرا سر چایی بردن دعوا می باشد ولی از اول در تقسیم کار فقط چایی ریختن به من افتاده!! فکر میکنم فرنگیس خانوم اینا خیلی در حوائج مهم میباشند چون ازشون خیلی بسیار پذیرایی می باشد (فرنگیس خانوم خیلی با کلاس می باشد از بس انگشتر دارد و تازه یک ممد هم پسرش می باشد!) 

 اینجا اشکای همه یه طوری می آید که خیلی قشنگ باشد و آرایش کسی خدای ناکرده خراب نشود! و تازه امسال تسبیح سبز هم بسیار مد می باشد (بخصوص اگه مثل گردنبد آویزونش کنی!!)

 امسال به جای نخ گره کردن در هر الغوث به نبات فوت میکنند البته من نمیدانم چرا خانوم بغل دستی من هر سری اندکی از بزاقش را نیز حواله تکه نبات میکند(حتما تاثیرش بیشتر است!) و تازه گوشی های موبایلشون رو بعضیا سر میگیرن(تو هارد گوشی قران ریختن خوب!)

 من از بس خسته می باشم در اتاق خواب می باشم اما صدای خنده چند تا از خانومای معتقده که در اتاق می باشند نمیگذارد ؛من نمیدانم شاید نسخه مفاتیح آنان اس ام اسای جدید را هم چاپ کرده می باشد(فردا حتما برای پیدا کردن این نسخه به بازار سر میزنم-واسه مامانم میخوام واااا!-)

 خانوم جلسه ای خانوم دکتر می باشد و خیلی آدم مهمی می باشد او صدای بسیار دل نشینی دارد و قصد دارد همه مفاتیح را ختم کند و حتی اطلاعات پشت جلد مفاتیح را هم جا نمی گذارد! و از همه مهمتر توانایی بسیاری در پیوند زدن شب احیا با وقایع کربلا را هم دارا می باشد!

 در گوشه ای بحثی سیاسی هم بین چند عدد خانوم روشنفکر شکل گرفته می باشد و دیدگاه های انان بسیار جلاب توجه و مفید فایده می باشد و من فکر می کنم استامینوفن خیلی می چسبد که در همین لحظه مادرم با صورتی کبود شده از فرط نیایش ازم در خواست میکند او را به بیمارستان برسونم! (از بس یادش رفته بوده نفس هم باید بکشه!)

 ساعت 8 صبح می باشد و ما در بیمارستان می باشیم ما سحری نخورده ایم و به کتلت هایی که در یخچال  خونه عمه ام اینا بود اصلا فکر نمیکنیم! (البته من خوشحال می باشم که به کتلت خوردن نرسیده ام چون پریسا-یکی از دست اندر کاران پخت کتلت ها- در هنگام صحبت از کتلت هابه حالت مرموزی به پاهایش اشاره میکرد!)

 مامانم حالش خوب شده می باشد و دکتر علت تنگی نفس را تنفس طولانی در میان کلی جمعیت ذکر میکند در حالی که در ها بسته می باشد تا صدای دلنشین خانوم دکتر دل آقایی را اوخ نکند!

من خیلی جون بسر شده می باشم و ترجیح می دهم بخوابم! فعلا!


این مطلب شدیدا غلو شده  پس به کسی بر نخوره  تازه کتلت هم بهم دادن خونه خوردم خیلیم تمیز بود! فرنگیس خانوم اینا و ممد فرنگیس خانوم اینا شخصیت های کتاب کودک فهیم هستند پس گیر ندید! ضمنا از قبل برای دفع هرگونه سوء تفاهمی میگم که به اعتقادات مردم و این شب عزیز کاری نداشتم به رفتارایی که ما داریم و حس و حالایی که وجود داره و نمیذاره هیچی سر جای خودش باشه به ظاهر گرایی و کلی مزخرف دیگه معترضم! خلاصه اینکه گیر ندید که مقدساتو مسخره کردی من مزخرافی که اطراف مقدسات راه افتاده رو مسخره کردم!

در نهایت از امیر مهدی ژوله دعوت می کنم که بیاد این مطلبو بخونه و اندکی کودک نفهم نویسی هم یاد بگیره!

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

sweet life پنجشنبه پنجم شهریور 1388 18:34
زندگانی مجددا شیرین می شود ! درختها شکوفه می کنند !باد بهاری وزیدن میگیرد! همه با مهربانی به هم لبخند میزنند!  ADSL مجددا وصل میشود! و آدم قدر عافیت را بیشتر میداند! مگه نه؟

فکر کن آدم هم انلاین باشه هم تایپ کنه اصلا هم نگران قبض نباشه! وای خدا چی بوده این! فکر کن هیچکی داد نمیزنه اون تلفون رو من می خوام قطع کن اون.... رو! لبخند و مهربانی و اینا جایگزین میشود و سرعت واو......

من برای تقویت زبان اینگلیسیم و برای اینکه به شدت آدمی مشتاق یاد گیری هستم و همه کارام در راستای پیشرفت و  سازندگی و در راستای اصل 44 قانون توسعه  و اینا می باشد مجموعه لاست   (lost) رو با زیر نویس فارسی نشستم دارم میبینم ! در حال حاضر فصل یک رو در عرض یک روز و نیم و خره وار دیدم و به شدت در کف بقیشم که به مدد و یاری فرناز قراره رایت بشه و هرچه سریعتر به اینجانب تزریق بشه!

دارم دوره مدیریت کارافرینی میبینم! به  این نتیجه رسیدم من باید هر رشته ای میخوندم جز این مهندسی شیمی لعنتی بابا درساشون شیرینه اصلا دارم حال میکنم شدید!

بعدا در باره این دوره مدیریت و مزایا و شرایطش و مدرکش باهاتون مفصلا بحث می کنم !

اینم از امروز!

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

همش دل آدمو میسوزونن!!!! سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 0:34

فک کن (فکر!) مردم! میرن توچال میرن، دماوند؛ میان شرح صعودشونو تو بلاگشون(تنها گذر) مینویسن! اونوقت آدم دلش میسوزه که چرا نشد بری باهاشون چرا سرما خوردی چرا؟ البته قبول دارم خودمو لوس کردم ولی نامردا هنوز عرقشون خش (خشک) نشده میرن دماوند پز هم میدن! دهه

پاراگراف بالا در اثر حسودی آنی نوشته شد و هیچ ارزش دیگری ندارد!

امروز با فرناز 6 تا اسکوپ بستنی خوردم!!! نه اینکه دو تایی رو هم 6 تا! من 6 تا و فرناز هم همونطور که ظاهرش نشون میده 4 تا که در نوع خودش اون هم رکوردی زد!

هر کی نمیدونه!(فرناز دوست دبیرستانمه و از شانس زاقارتش از روز اول دبیرستان بغل دستیم بوده!) خودتون حساب کنید ثابت قدمی در دوستیو اونم بین آدمای {...}الان که حساب رفاقتشون دو دوتا چارتاییه و با چرتکه پیش میره! من دو تا خوب بودم واسه تو حالا تو دو تا خوب باش!! زشته واقعا حال بهم زنه !

دیروز قبل از کلاس زبانم دیدم زود رسیدم همه شجاعتمو جمع کردم و رفتم یه کلینیک تو ونک و با کلی کولی بازی و پدر دکتر رو در آوردن دادم گوشامو سوراخ کرد! وقتی کارش تموم شد از اینکه این همه الکی قبلش سوالای سوسولی پرسیده بودم خجالت کشیدم خیلی ضایع بود اصلا انقدری که فک میکردم ترسناک و دردناک نبود!!! الان خوشالم !

مغزم قاطیه!

نا امیدم

احساس ایستادن  رو یه قطعه یخ رو دارم که رو مذاب شناوره!

یا حس خالی بودن زیر پا ! ایستادن رو زمینی که میدونی زیرش چاه عمیقیه و اصلا هم مستحکم نیس! نمیدونم تصویری که تو ذهنمه رو گرفتید یا نه؟ به قول استاد کسی هست فهمیده باشه؟!

داری زندگیتو میکنی یعنی مجبوری زندگی کنی چون دقایقت داره مثه چی میگذره باید بدوی باهاش اما هر روز هـــــــــــــــــــــر لحظه منتظری قطعه یخت آب شه و فرو بری تو مذاب!

داری تمام تلاشتو میکنی که آیندتو بسازی تـــــــــــــمام تلاشتو میکنی تا با وجود تمام چیزایی که دوسشون نداری محدودیت هات  و کلی مزخرف دیگه پایه های زندگیتو ،رویاهاتو سفت بسازی ؛ اما می ترسی ! هر روز و هر لحظه این ترس همراهته نکنه: نکنه همه چیز خراب شه؟ نکنه اتفاقی بیافته که نتونی تموم کنی و کاراتو به سرانجام برسونی و همه این زحمتا و جون کندنا فـــرت!

می ترسم دقیقا چیزی که نخوام بشه تا الان که همین بوده !

وای بر من وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دورست بین من و تو 

(وقتی آدم mp3 player  دزدی گوش بده این طوری شعراش مر بوط و نامربوط میره رو مخش! نکنید اقا عاقبت نداره!)



نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

هویجوری یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 14:7

سکوتم از رضایت نیست

دلم اهل شکایت نیست

هزار شاکی خودش داره

خودش گیره گرفتاره


این شعره رو مخم بود امروز همین!

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

خب

انتخابات برگزار شد ! اکثریت غریب به اتفاق ملت به رئیس جمهوری محبوبشون رای دادن!!!! دو تا هواپیما سقوط کرد !! نتایج کنکور هم اعلام شد  به سلامتی و مبارکی و میمنت هیچ  هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ اتفاق دیگه ای هم تو این مملکت نیوفتاد ! خدارو صد هزار مرتبه شکر شایدم بیشتر!

بدم میاد بگم سرم شلوغ بود نیومدم نت! نتونستم آپ کنم چون ای دی اس ال ام قطع بود دو ثانیه کانکت میشم زودی قطع میکنم! بعدشم که حالش نبود بنویسم بس که مملکت سوت و کور بود و هیچ خبری نبود!!! نوشتن دل و دماغ می خواد ذوق می خواد!


راستی این روزها همگی از فرط آزادی داریم خـــــــــفه میشیم شما چطور؟

یه استاد دارم که یه حرفایی تازگیا بهم میزنه که انقده حرف دلمه دلم می خواد داد بزنم ! یعنی بیش از شیش ساعت میشینم پای حرفاش انقده به نشانه تائید سرمو تکون میدم که تا دو ساعت بعدشم لغوه داره سرم شایدم لقوه!!!!!!! بهم گفت خلی! حرفا و حرکات آدما رو در لحظه جواب نمیدی؛ دقیقا برعکس احساس لحظه ایت جواب میدی بعدش میدونی چی میشه؟ تا 6 ماه حالت بده که چرا جواب طرفو ندادی؟ چرا کاری که دوس نداشتیو انجام دادی؟ چرا به جای نه گفتی آره؟ چرا کولی الکی دادی؟ چرا اون جواب درخوری  که تو مغزت بود رو نگفتی به جاش لبخند زدی؟ گندت بزنه تو مغزت میگی بخشش از بزرگونه ولی تا 6 ماه خودتو می خوری؟

راس میگه دیگه !! خود سانسوریه الکی دارم ! بابا دفترچه خاطرات قفل دار منو باز کنی توش کلی جمله پیدا میکنی که نیمه کارست: من امروز...........  دیروز خواب دیدم .......... من ناراحتم چون............. من برای اولین بار........... بزرگ شدم چون ............

به جان خودم الان حتی خودمم یادم نمیاد قضیه چی بوده تازه اینا جملاتی بودن که جرات کردم بنویسم ببین چقدرشو خوردم!!!!!(البته این شدیدا تقصیر سینا و بهنامه من مثل آدم از  11 سالگیم داشتم یادداشت روزانه مینوشتم این دو تا یه روز کلیدمو کش رفتن نشستن خوندن و مسخره کردن منم کلی ضایع کردن!!)

به سرم زده بود این روزا دو تا آدمی که شدیدا رو مخم هستن و کلی جمله دارم که بهشون نگفتم و کلی جواب دارم که که بهشون ندادم رو دعوت کنم و به مدت چند ساعت لیست کارایی که انجام دادن و داره منو اذیت می کنه (با اینکه از اون حرکتشون خیلی وقته گذشته ولی تو مغز من تازست!) رو به یادشون بیارم و بهشون بگم!! فکر کن ! یارو رو بیاری جلوت بنشونی بهش بگی فلان روز فلان ساعت فلان دفه که تو اینجوری کردی و اینطوری بهم گفتی تو غلط کردی من ناراحت شدم هنوزم ناراحتم !!! ضایس دیگه (لعنتی بازم خود سانسوری؟)

ریشه خیلی از رفتارای بد آدما همین قضیه است از چیزی ناراحتی به جای روراست بودن الکی بد اخلاقی میکنی!!

کاری رو دوس نداری نکن سپیده آدما ناراحت میشن؟ به درک! 6 ماه حرص بخوری بهتره همش بشینی پیش سحر بیچاره و مثل چی واسش جور و جفاهایی که در حقت شده تعریف کنی بهتره یا اینکه مثل یه آدم آزاد که حق انتخاب داره بگی نـــــــــــــــــــــــــــــــــه ؟ 

همون استادی که گفتم یه چیزایی در باره نیم کره های مغزی گفت و اینکه یکی کنترل احساسات رو  داره و اون یکی منطق، همون قضیه والد و کودک درون!! در مورد من این والد بیشعورم در حد بنز روانیه آزار داره . دائم داره کودک بیچاره رو دعوا میکنه!

نیم کره راست ؛سمت چپ بدن و نیم کره چپ ؛سمت راست بدن رو کنترل میکنه! یکیشون احساسات و یکی منطق رو کنترل میکنه ! الان یام نیست که والد کدوم ور مغزم نشسته وگرنه میرفتم یه فصل میزدمش !

دیگه چی بگم؟

اهان کلاس زبانم : در رسپینا معجزه شد و من این ترم پاس کردم و بقیه کلاس افتادند!

کلاسای دیزاین زندگانی دوباره برایم فراهم کرده !

سحر رفته خارج و فعلا غر زدنو دل درد و درد دل تعطیله!

نمرات این ترم خوب بود 7 واحدمو 20 شدم و رکوردی در طول دوران دانشجویی زدم!

بچه کنکوری گول میزنیم این روزا!! بیچاره ها واسه انتخاب رشته نفری 70000  تومن میدن جدا از باقی مخلفات اونم چه رتبه هایی!!(فکر نکنید میره تو جیب منا!!! ما این پولا از گلومون پایین نمیره!!!)

شاید برم دماوند !!! اگه بتونم تا آخر مرداد بدنمو آماده کنم تیم کوهنوردیه خفنی منو قراره ببره البته شرط گذاشتن واسم!

همینا بسه فعلا تا ای دی اس الم وصل شه!

شاد زی

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

نظرات مردم و اثرات مناظره ! پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 13:30


من تقریبا از لحظاتی پس از مناظره سایت ها و فید بک های مناظره رو چک کردم ! هرچند شاتل لطف کرد و و بعد از 1 ساعت اینترنت رو قطع کرد!( تازه هرچه سعی کردم دیشب اس ام اس بزنم نا موفق بودم !!) و اینها همه حاکی از ابعاد گسترده و اثرات صحبت های دیشب بود! در این پست سعی دارم جملات مردم و مسئولان رو که از سایت های مختلف دیده ام جمع آوری کنم و سعی کردم دسته بندی کنم البته کار سختی بود چون نظرات مخلوطی از چند موضوع بود ! 

عده ای فکر میکنند که مناظره دیشب بیشتر پرده افکندن از مسایل است و معتقدند ارگان های اساسی نظام زیر سوال رفته و مملکت به خطر افتاده است:

اظهارات احمدی نزاد ضربه بزرگی به وحدت ملی زد

هاشمی، خاتمی، موسوی، ناطق نوری و ... از پايه های نظام جمهوری اسلامیند. احمدی نژاد امشب موسوی را زیر سوال نبرد که چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی را به بدترین شکل ممکن مخدوش کرد. آيا رسيدن به يک پست دولتی ارزش اين همه دروغ، تهمت، افترا، تخريب و سياهنمايي را داشت. واقعاً متاسفم.

با اتفاقاتی که افتاد شایسته و بجاست که رهبری نظام واکنش نشان بدهند

احمدی نژاد طوری حرف میزد که انگار 4 ساله انقلاب شده و تمام دولتهای قبلی طاغوتی بودند. این حرفها دقیقا مثل حرفهای اپوزوسیون در کانالهایی مثل مجاهدین خلق بود.!!!

واقعا در رای دادن به موسوی شک داشتم اما امشب یقین پیدا کردم بهش رای بدم.
احمدی نژاد هر چی در مورد تخریب به حریف نسبت داد خودش انجام داد اونم به شکل خیلی زننده .
این آقا به همه چیز میخوره جز رییس جمهور
همه رو حتی رهبر رو زیر سوال برد.
رییس مصلحت با نظر رهبرییه پس نکنه
رهبر هم آره!!
قوه قضاییه رو هم به گند کشید و خلاصه گور خودشو کند

2تا آدم بی خرد افتادن به جون هم با زیر سوال بردن همدیگه مملکت و ارگان های اساسی ش رو زیر سوال بردن،می دونین برنده ی اصلی این مناظره کی بود؟ دشمن های فرصت طلب ایران و ایرانی

ااحمدی نژاد همه ملت ایران را متهم کرد تا خودش را بیگناه جلوه بده!
مثل اینکه یادش رفته بود رئیس جمهور دوران آقای موسوی آقای خامنه ای بوده!!!!!

اقای رییس جمهور صحنه مناظره ی انتخاباتی را با دادگاه اشتباه گرفته بود.
آقای رییس جمهور خودش را با وکیل مدعی العموم اشتباه گرفته بود
آقای رییس جمهور یادش رفته بود که نباید آبروی مسلمان را ریخت آنهم در سیمای جمهوری اسلامی از بیت المال مسلمین.آقای رییس جمهور یادش رفته بود برنامه های انتخاباتی اش را برای نامزد شدن بیاورد...
اقای رییس جمهور یادش رفته بود مردم (به گفته ایشان ملت شریف ایران)وقتشان را گذاشته اند برنامه ی انتخاباتی ببیند
آقای رییس جمهور خدا را ناظر بر قلب و نیات درونی خودشان نمی بینند.
آقای رییس جمهور خدا و بنده خدا و ملت ایران را از صفحه ی دلشان پاک کرده اند
من امشب "احقادا بدریه و حنینیه و خیبریته " را در کلام، در ژست شان دیدم.

آقای رییس جمهور انقلاب و جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران را برای کینه های بیشمار خود قربانی کردند ...

واقعا متاسفم. الان بعد از گذشت 2 ساعت از این مناظره هنوز مات و مبهوتم که مگر ردای ریاست جمهوری چقدر ارزش داره که رئیس جمهور به ظاهر محترم به خاطر بدست آوردن دوبارش حاضر هستند با بدترین، زشت ترین و سخیف ترین شکل ممکن یعنی تهمت زدن و ریختن آبروی همه ی مسئولین قبل از خودشون و 3 کاندیدای فعلی اونو به دست بیارن؟ هرچند متاسفانه اینو هم میدونم که این مردم توی این 4 سال به این پلشتی و زشتی ها عادت کردن و چه بسا از اون خوشششون هم بیاد و لذت ببرند که چه رئیس جمهور شجاعی دارند که هم زمان کار مفتش و قاضی و مامور اجرای حکم رو بدون حضور متهم به عهده میگیره و اونارو جلوی همه رسوا میکنه و تصمیم میگیرن بازهم بهش رای بدن!!!

آقای احمدی نژاد در این مناظره نقش ضیاء آتابای و شهرام همایون را بازی کرد .کی سابقه داشته در رسانه ملی به ستون های نظام این طور توهین شود . رئیس مجمع ، رئیس خبرگان ، رئیس بازرسی رهبری همه دزدند؟؟؟ و اسفا .

آقای احمدی نژاد با قرار دادن خودش در مقابل سه دولت قبلی و افراد مورد قبولی مانند آقای ناطق نوری اصل نظام را زیر سوال برد.



عده ای از روش برخورد موسوی و آرامش اون رضایت داشتند و منطقی صحبت کردن ایشون اونها رو تحت تاثیر قرار داد:

موسوی امشب به من درس اخلاق داد که یک انسان در برابر شانتاژ و تهمت و بی ادبی می تونه عصبانی نشه و با شرف و منطق حرف بزنه

موسوی برنده اخلاقی و سیاسی مناظره بود

میر حسین با متانتش موفق بود

درود بر موسوی و صبر انقلابی وی. صبر و متانت ازجمله شرایط یک رئیس جمهور با لیاقت است.واقعا من از صبوري ؛ متانت و وقار اقاي موسوي لذت بردم

خدا را شکر می کنم که آقای موسوی در کمال آرامش به بخشی از ایرادات اساسی این دولت اشاره کرد و همگان دیدند که آقای احمدی نژاد در حالی که بسیار عصبی و احساسی عمل می کرد،حرفهایی نه از روی منطق که برآمده از خشم می زد و به نظر من آقای موسوی برنده نهایی و اصلی این مناظره بود.

جناب آقای احمد نژاد گویا فراموش کرده بودند که دوره آقای موسوی ما با عراق جنگ داشتیم . قطع رابطه با عربستان هم متاثر از کشتار زائران ایرانی در مکه بود. امیدوارم ایشان متانت را از آقای موسوی یاد بگیرد.

عده ای فکر میکنند موسوی خیلی هم بد حرف زد و شیوایی کلام نداشت و نتوانست دفاع کند:

نمی دونم با اینهمه لکنت آقای موسوی چطوری میخواد رئیس جمهور بشه! بد نبود یکم تمرین می کرد

واقعا" موسوی گند زد بهتر بود اول صحبت کردن یاد می گرفت وبعددر مناظره شرکت می کرد

احمدی نژاد پیروز مناظره بود چون هم از موسوی انتقاد کرد و هم جواب انتقادهای او را کامل داد ولی آقای موسوی حتی یک نمونه هم نتوانست از عملکرد خود دفاع کند و حرفی برا گفتن در مقابل انتقادهای احمدی نژاد از عملکردش را نداشت!

آفرين بر دولت مردمي آقاي احمدي نژاد - چرا كلمه (چيز ) آقاي مير حسين را در ستون سخنانش ننوشته ايد

واقعا احمدی نژاد ترکوند! موسوی نه جوابی تونست به احمدی نژاد بده و نه گیری تونست به احمدی نژاد بده که اون نتونه جواب منطقی و کوبنده بهش بده ... واقعا احمدی نژاد مدیر زبل و چیره دستی در اداره جو هست .... صدای لرزان میرحسین و چیز چیز گفتنش سوژه آفلاینها و اسمس هایی شده بود که به من رسیدن امشب ... ما همگی از موسوی ناامید شدیم... قابل پیشبینی بود این شکست برای موسوی

عده ای فکر میکنند اگر احمدی نژاد رئیس جمهور بمونه مشروعیت نظام رفته رفته از بین خواهد رفت و  نظام به فروپاشی کامل خواهد رسید و تغییر رژیم:

شبی بود بسیار عالی.مفرح ذات و ممد حیات از رییس جمهور عزیزم سپاسگزارم که به انتشار نشاط در جامعه نیز می اندیشند. مطمئنم که آرا و کردار تو همان فروپاشی نظام است از درون. پس با احترام به میر حسین و تحمل یک چهار سال دیگر به تو رای می دهم قهرمان


و در انتها نظراتی مربوط به خانم زهرا رهنورد و بیانیه خود ایشان:

بدترین صحنه مناظره به نظرمن آنجا بود که آقای احمدی نژاد به توضیح مدرک خانم رهنورد پرداخت ، واقعا آیا شان یک رئیس جمهور عدالت پرور مهر گستر این است که در مقابل میلیونها نفر به افشاگری پرونده همسر یک کاندیدا بپردازد؟ آیا خطاپوشی و حفظ آبروی مسلمان وظیفه تک تک ما نیست؟ به فرض هم که چنین تخلفی روی داده باشد آیا در دوران ریاست جمهوری ایشان همین فرد رئیس دانشگاه نبوده و آیا اگر همسرش نامزد نبود آقای احمدی نژاد به فکر کشف این تخلف می افتادند؟ آیا کسی که کردان وزیر کشورش بوده است شایستگی انتقاد از مدارک دیگران را دارد؟


با سلام . من فقط 2 نکته رو عنوان می کنم یکی اینکه آقای موسوی واقعا داشتند احمدی نژاد رو تحمل میکردند و صادقانه انتقادهایشان را میکردند تا اینکه احمدی نژاد به دست آویزی روی آورد که برای هر ایرانی سنگین است . عکس همسر موسوی را نشان داد و گفت ...
همه به سوابق و تحصیلات خانم رهنورد واقف هستند اما حتی اگر اینگونه نبود بازهم یک رییس جمهور باید عکس زن رغیبش را جلوی میلیونها نفر نشون بده و از او بدگویی کنه؟ واقعا که رییس جمهوری برازندشونه!!!

به خدا شرمم شد ایرانیم ...عزت و شرف آدم چقدر میتونه پایین باشه که عکس و مدرک ناموس مردم رو بیاره تو پخش زنده ،

آقای احمدي نژاد اگر واقعا صادق بود باید در طول این 4 سال مثل مدرکی که برای خانم رهنورد جور کرده بود برای اين ها هم پیدا میکرد و میداد دست قوه قضايه.

و حالا پاسخ زهرا رهنورد:

رهنورد گفت: برای من جای این سوال باقیست که کسانی که به خود اجازه افترا می‌دهند، آیا از سوابق مبارزاتی من خبر دارند؟ اولین آثار قرآن پژوهی من در سال 52 تا 54 منتشر شد و برخی کتاب‌های من به زندان طی یک هفته منتشر گردید. وقتی که انقلاب شد، 10 جلد از مکتوبات من منتشر شد؛ 30 جلد کتاب تدوین کرده و 10 جلد از آن به زبان‌های زنده دنیا ارائه شد.

وی افزود: هتاکان امروز، دیروز در کوران مبارزات و خفقان رژیم ستمشاهی که من در سنگر مبارزه بودم کجا بوده‌اند؟ آن زمان که به خاطر نگارش کتب ضد رژیم طاغوت تحت تعقیب بودم چه می‌کردند؟

رهنورد درتوضیح روند تحصیل خود گفت: در سال 47 وارد دانشگاه تهران شدم و در سال 51 در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردیدم، در سال 65 برای ارتقای دانش سیاسی و اجتماعی خود با شرکت در کنکور به دانشگاه آزاد اسلامی وارد شدم و فوق لیسانس و دکترای رشته علوم سیاسی به همراه 30 واحد مغایر و 39 واحد کارشناسی ارشد گذراندم. در سال 74 فارغ‌التحصیل گردیدم. در فوق‌لیسانس هنر نیز شرکت کردم و در سال 1373 از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردیدم. (درآن زمان تحصیل هم زمان در دو رشته و دو سیستم دولتی و خصوصی مجاز بود.)


وی گفت: افتخار می‌کنم که پله پله درس خواندم و بالا آمدم و اعتقاد دارم جایگاه علم و زیور دانش آن قدر قداست دارد که نباید از هر راهی و برای هر هدفی، به هر روشی دست یازید.

رهنورد در پایان گفت: از کسانی که چنین مطلبی را مطرح کرده‌اند، تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند این اطلاعات را در اختیار علاقه‌مندان قرار دهم.

نظرات از سایت تابناک استخراج شده و من فقط دسته بندی کردم و نظرات موافق و مخالف رو با هم گذاشتم و تمام تلاشمو برای بی طرف بودن به کار بردم!

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 0:43

برنده مناظره امشب:

میر حسین موسوی

با تمام تلاشی که آقای احمدی نژاد داشتند تا از نفرت  قبلی مردم نسبت به آقای رفسنجانی استفاده کنند و همین نفرت قبلی باعث شد آقای احمدی نژاد   در دوره قبل در مقابل اقای رفسنجانی رای بیاورد  احمدی نژاد با تمام وجود تلاش کردند هاشمی رفسنجانی را به موسوی ربط دهد، اما موسوی توانست با شجاعت و آرامش مناظره را به نفع خودش تمام کند!!


مشکل بزرگی در اینجا وجود دارد برخی میگویند احمدی نژاد در شهرستان های کوچک و روستاها حتما رای بیشتری خواهدداشت و این درست است با نگاه اجمالی به مناظره امشب می توانیم به همین نتیجه نیز برسیم؛ واقعا کسی که در یک شهرستان دور افتاده یا در یک روستا زندگی میکند  هیچ نظری در باره بی اعتبار شدن پاسپورت ها یا سیاست های بین المللی ندارد و دقیقا دولت در این دوره با سفر های استانی و چک پول و البته سیب زمینی!! توانست تنها همین قشر راراضی نگه داشته و از اکثریت غافل بماند!


در اینجا می توانید لینک متن کامل این مناظره را ببینید.

الان اصلا تمرکز ندارم یعنی از هیجان دارم میترکم

بعدا جدی واستون تحلیلامو مینویسم

الان وقت تکرار جملات مناظرست و لذت از دقایق گذشته....

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |

کاتالوگ الکترونیکی حامیان میرحسین موسوی چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 20:6
کاتالوگ الکترونیکی حامیان میرحسین موسوی منتشر شد.

کاتالوگ های الکترونیکی ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی را دانلود کنید، ببینید و به دیگران هم بدهید.

حجم کم این کاتالوگ ها امکان ارسال و دریافت آنها را از طریق اینترنت، موبایل و ... فراهم می کند.

1- لینک دانلود کاتالوگ الکترونیکی آشنایی با میرحسین موسوی

لینک دانلود از قلم نیوز

لینک دانلود از 4shared

2- لینک دانلود کاتالوگ الکترونیکی آشنایی با حامیان میر حسین موسوی

لینک دانلود از قلم نیوز

لینک دانلود از 4shared

نوشته شده توسط سپيده  | لینک ثابت |